نكنيد :

اگر به 2 اصل قبلي معتقد شديد يعني زندگي ، آينده و ازدواج برايتان مهم بود و انتخاب مناسب را يك امر قانونمند دانستيد ، خودتان به اين نتيجه مي رسيد كه نبايستي در انتخاب همسر عجله كنيد ، گر چه امروزه سن ازدواج در ميان جوانان نسبت به گذشته بلاتر رفته ، اما اين بدان معنا نيست كه آنها احتياط بيشتري را در انتخاب همسر كرده و زياد عجله نمي كنند ، بلكه برخي از جوانها به هنگام تصميم براي ازدواج ، خيلي عجولانه به اين كار اقدام مي كنند و اگر تأخير در ازدواج چندين سال طول كشيده ، تصميم گيري آنها در حد چند هفته يا حتي كمتر رخ مي دهد . (( اشتياق بيش از حد به ازدواج اغلب با احساس قدرتمند هيجان ناشي از ازدواج همراه است ، البته واقعيتي است كه ازدواج ماجرايي جالب و هيجان انگيز است اما كساني كه بيش از حد تحت تأثير هيجان ازدواج قرار مي گيرند ، متوجه مسئوليت سنگيني كه ازدواج بر دوش آنان مي گذارد نيستند ، از اينرو ممكن است تن به ازدواجي بدهند كه از بوته آزمايش زمان سربلند بيرون نرود ، خيلي ها چنان براي ازدواج بي تاب مي شوند كه مشكلات موجود را لمس نمي كنند . اشتياق بيش از حد به ازدواج يكي از علل شكست ازدواجهاست . تن دادن به ازدواجي براي همه مدت عمر به ذهني روشن و عاري از شتاب احتياج دارد )) 10

عجله نكردن بدين معنا نيست كه چند سال ديگر هم صبر كنيد ، بلكه بدين مفهوم است كه پاي هر انتخابي كه به ميان آمد با دقت فراوان جنبه هاي مختلف آن مورد بررسي قرارگيرد ، بينش و منش فرد مقابل روشن گردد ، تحقيقات به طور كامل و مفصل صورت گيرد . معيارها و ملاكها به دقت در نظر گرفته شود ، تناسبات به حساب آيد و علاقه ها مشخص گردد آن وقت است كه تصميم گيري در مورد قبول يا رد صورت گيرد .

4ـ خودتان فعالانه در ميدان انتخاب حضور داشته باشيد و نهايتاً تصميم نهايي را خودتان بگيريد :

چون انتخاب همسر با سرنوشت شما بيش از همه در ارتباط است پس لازم است كه اولاً : بسيار تأمل و دورانديشي كنيد ، ثانياً : تحقيق جامعي كنيد . ثالثاً : خودتان تصميم نهايي را بگيريد .

از ديگران كمك بگيريد ، با آنها مشورت بكنيد ، نظرات آنها را جويا شويد اما نهايتاً چون شما مي خواهيد ازدواج كنيد و نه كسي ديگر ، لازم است كه تصميم نهايي را خودتان بگيريد و براي اينكار لازم است خود را از موضع منفعلانه در آوريد و فعالانه عمل كنيد .

اگر به چهار اصل فوق معتقد شويد همين چهار اصل تغييرات مهمي را در انديشه و عمل شما ايجاد مي كند و براي ادامه كار ، شما را از اضطراب و سر در گمي نجات مي دهد و اين مژده را مي توانم به شما بدهم كه انتخاب خوبي خواهيد داشت . انشاءالله

در اين كتاب سعي بر اين بوده است كه موضوع انتخاب همسر را از ديدگاه قرآن بررسي كنيم . نمي دانم شما چه تصوري از قرآن داريد و اين كتاب را چگونه كتابي مي دانيد اما من بر تمامي لحظات از عمرم كه بي قرآن گذشته است افسوس مي خورم .

حضرت علي (عليه السلام) ـ آنكه حقيقت قرآن را شناخت ـ اينگونه قرآن را وصف مي كند كه : (( كسي با قرآن ننشست مگر اينكه چون برخاست يا چيزي به او زياد شد يا چيزي از او كم گشت : زيادي در هدايت و كاهش در كوري ،و بدانيد كه براي كسي ، با داشتن قرآن ، حاجت ديگري نباشد و بي قرآن غنايي نيز نباشد ، پس خودتان را با داروهايش شفا دهيد و در سختيها از او طلب ياري نمائيد )) 11

شما مطمئناً در كوچه و خيابان نديده ايد كه بچه ها با طلا و جواهرات بازي كنند چرا كه بزرگترها قدر و قيمت آنرا مي دانند و در دسترس بچه ها نمي گذارند . اما چه مي توان گفت كه ارزشمندترين درّ و جواهر قابل دسترس نظام هستي گه هزاران هزار نفع و فايده دارد به بازي گرفته شده است اما اين دفعه در دست بزرگترها ، بگذريم كه شرح مهجوريت قرآن بسيار است . شايد اگر توفيقي حاصل شد در نوشتاري ديگر به آن خواهيم پرداخت . انشاءالله

اما آنچه در گفتارهاي بعدي مي آيد مدعاي اين نيست كه فهمي دقيق و برداشتي عميق از آيات قرآني است بلكه باب بحث و گفتگو و نقد و نظر مفتوح است و اگر نگاشته ها موجب اين گردند كه خوانندگان خود به تأمل و تفكر بيشتر روي آورند و گاهاً مطالب را نقد كنند يا رد نمايند و به بهتر از آن دست يابند ، نويسنده در همت خويش توفيق يافته و از سعي خويش خرسند گرديده چرا كه به فرموده قرآن ناطق مولي الموحدين حضرت علي (عليه السلام) : (( اِنَّ الْقُرآنَ ظاهرهُ اَنيق وَ باطنه عَميق‏‏ٌ لا تَفْني عجائبه و لا تنقضي غرائبه و لا تكشف الظلمات الّا به ))

براستي كه قرآن ظاهرش دلنواز و مسرت بخش و باطن و معنايش گود و عميق است . دريايي است كه عجائب آن تمام نگردد و غرائبش پايان نيابد و پرده تاريكيها جز با انوار تابان آن از پيش پرده ها برداشته نشود )) . 12

غواصي در اقيانوس بيكران قرآن هر چه بيشتر صورت گيرد درّ و جواهرات بيشتري نصيب مي گردد ، از اينرو درخواست قلبي نويسنده ، نه تنها اين است كه با مطالب نگاشته شده با ديده نقادانه بنگرند بلكه اين است كه با آيات قرآن به ديده متفكرانه نظر نمايند تا خود نيز به مطالبي افزونتر و وزين تر دست يابند و مطمئناً لذتي كه از جهد آدمي بدست مي آيد بسي شيرين تر و ماندني تر است تا اينكه وصف آن را بشنوند .